تبليغاتX
هم ركاب

هم ركاب

گروه دوچرخه سواري همرکاب (خانواده)

چند توصیه مفید و ضروری

1 -     به هر شهر یا کشوری می روید فراموش نکنید که مهمان آن مردم هستید پس به اعتقادات و آداب و رسوم و کشور یا شهر آنها احترام بگذارید . حتی اگر از نظر شما مورد قبول نباشد .حضور ما در آیین های ملی و مذهبی دیگران، نباید موجب خالی شدن این آیین ها از هویت و روح مقدس آنها شود . 

2-     شبها اگر در حالت کمپینگ به سر میبرید خیلی سبک بخوابید . این یک ضرورت است که می تواند در بسیاری مواقع حتی جان شما را نجات بدهد .

3-     برای شناخت مسیر از لحاظ پستی و بلندی به گفته های رانندگان خودروها توجهی نکنید .به دلیل اینکه آنها به سرعت و به وسیله موتور پرقدرت خودرو خود پستی و بلندی جاده را مانند یک دوچرخه سوار حس نمیکنند .

4-     به مسائل بهداشت تغذیه ای بسیار توجه کنید. سعی کنید آبهای تصفیه شده یا چشمه ها را بنوشید چون یک دوچرخه سوار بیمار دچار مشکل بزرگی است.

5-     بهتر است از لباسهای رنگی با رنگهای تند ( غیر استتاری ) استفاده کنید تا هم در روز و هم در شب از دور برای رانندگان قابل دیدن باشید . دومین فایده آن هم این است که روحیه خودتان شاد می شود.

6-     اگر فکر می کنید درون سرتان چیز با ارزشی برای حفظ کردن دارید حتماً حتماً از کلاه ایمنی استفاده کنید . امروزه کلاه های ایمنی خوبی در بازار وجود دارد که می توان با قیمتی نازل آنها را تهیه کرد.

7-     زیاد در مارک لباس یا قیمت آن حساسیت نشان ندهید . اما سعی کنید انواع مختلفی از پوشاک را به همراه داشته باشید تا بتوانید در شرایط آب و هوایی مختلف از آنها استفاده کرد .   

8-     فراموش نکنید یک گردشگر خوب محیط را به گونه ای ترک می کند که انگار هرگز به آن پا نگذاشته است . این قاعده به ویژه در محیط طبیعی مصداق دارد . حضور شما در طبیعت نباید به هیچگونه تخریب یا آلودگی منجر شود . رعایت حریم پوشش گیاهی ، اجتناب از آسیب به حیات جانوری ، جلوگیری از رها سازی حتی یک قطعه کوچک زباله در طبیعت و ممانعت از هر آنچه که ممکن است تغییری در سیمای محیط ایجاد کند ، دستورالعمل های اجرایی برای سفر پاک و پایدار در طبیعت است.

9-     هیچ گاه و در هیچ شرایطی مغرور نشویم . در طول سفر مردمان بسیاری را می بینید که از شما تقدیر و شما را تشویق میکنند . اما بدانید که همه آنها به شما لطف دارند. پس سعی کنید مغرور نشوید. چون به طور قطع در آنها نیز توانایی هایی هست که در شما نیست.

10- در هر شرایطی و همه حال خدا را به یاد داشته باشید. و بدانید که توان درون عضلات شما و نفسی که می کشید و طبیعتی که در اطرافتان هست و همه و همه چیز لطف و اراده اوست . در غیر این صورت پلک هایتان را هم نمی توانستید به هم برسانید .

11-  به اصول و قوانین راهنمایی و رانندگی احترام بگذارید . این قوانین تنها برای رانندگان نیست . بلکه برای حفظ جان شما هم هست .

12-  تا حد امکان از کنار جاده و بر روی خط سفید انتهایی لاین آخر برانید و جاده را برای کامیونها و خودروها باز بگذارید. فراموش نکنید که شما از آنها آسیب پذیرترید .

13-  به توصیه های کارشناسان تغذیه توجه کنید . یک سفر عالمانه لذت بخش تر از یک سفر غیرکارشناسانه است . توان بدنی ، مواد غذایی پر انرژی و حجم مواد غذایی را در نظر داشته باشید .

منبع : http://www.anadana83.blogsky.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 17:28  توسط حسن - ریحان - آروین  | 

نگاهي به زندگي لانس آرمسترانگ قهرمان 7 دوره توردوفرانس

 می خواهم وقتی بمیرم که صد سال داشته باشم , پرچم کشورم در پشت سرم باشد و ستاره تگزاس روی کلاهم و از آلپ با دوچرخه با سرعت 75 مایل در ساعت بگذرم . می خواهم یکبار دیگر از خط پایان بگذرم . در حالی که همسرم و ده فرزندم تشویقم می کنند و بعد میخواهم در دشتی از آفتابگردانهای فرانسوی دراز بکشم و زمان به زیبایی سپری شود . درست در نقطه ای متضاد با مرگ دردناکی که برایم پیش بینی شده است .

   

 کودکی

چیز اصلی که باید درباره بچگی من بدانید ، این است که هرگز پدری را بالای سر خود ندیدم . اما هرگز هم ننشستم داشتن پدری را آرزو کنم . مادرم هفده ساله بود که مرا باردار شد . در آن موقع خیلی ها می گفتند که او نباید مرا نگه دارد . اما او به هیچ چیز اهمیت نداد و نقشی دیگر را بر عهده گرفت ، « از هر مانعی ، موقعیتی خلق کرد » و این کاری بود که او واقعاً انجام داد. من خواسته شده بودم . مادرم آنقدر تصمیم داشت مرا داشته باشد که لباس بارداری نمی پوشید تا کسی او را منصرف نکند .

برای یک زن کوچک جثه ، من خیلی بچه بزرگی بودم . نام مادرم لیندا مونی هام بود . و 160 سانتیمتر قد و 53 کیلو وزن داشت و نمی دانم زنی به این لاغری چگونه مرا حمل کرد چرا که من حدود 5 کیلو وزن داشتم .

من پدرم را هرگز نشناختم . هیچ شناختی از او جز نبودنش نداشتم . تا همین پارسال (2000 م) هرگز نمیدانستم او کجا زندگی یا کار می کند . نکته مهم این است که من و مادرم اصلاً اهمیت نمیدادیم . من کاملاً مادرم را دوست داشتم واو هم همچنین و این برای هر دوی ما کفایت میکرد . بعدها او در روزنامه ای در تگزاس گفته بود که از این که پدر من است افتخار می کند و گفته بود که بچه های دیگرش هم به برادری مانند من افتخار می کنند . اما این صحبت بیشتر به نظرم فرصت طلبی آمد و هیچ علاقه ای به ملاقات با او ندارم .  پدر بزرگم میخواره سختی بود و همراه مادربزرگم تنها کسانی بودند که مادرم را کمک میکردند . پدر بزرگم اما پس از تولد من میخوارگی را به مدت 28 سال ترک کرد .ما در یک آپارتمان یک اتاق خوابه قدیمی در اوک کلیف ( منطقه ای در دالاس ) زندگی میکردیم . مادرم به صورت نیمه وقت کار میکرد و درس هم میخواند . در همسایگی ما یک فروشگاه مرغ سوخاری کنتاکی قرار داشت که مادرم در آن کار می کرد. لباس فرم صورتی می پوشید و دستور غذا میگرفت . او همچنین در گوشت فروشی « کروگر » کارهای حسابداری میکرد . او بعدها در اداره پست و در فروشگاه مواد غذایی کار کرد . او هرچه را که من لازم داشتم برایم فراهم میکرد . ماهی 400 دلار درآمد داشت که از این مبلغ 200 دلار صرف اجاره میشد . او با وجود این هزینه ها گاهی بیشتر از نیازهایم را تامین میکرد. وقتی من کوچک بودم ، او مرا به فروشگاه11-7 می برد. و برایم یک نوشابه اسلارپی می خرید و با یک نی آنرا به من می نوشاند . او می کوشید با یک نوشابه 50 سنتی بیشترین لذت را نصیب من کند .

او هرشب برایم کتاب می خواند . اگرچه من هنوز نونهال بودم و آنقدر کوچک بودم که حرفها را به دشواری می فهمیدم ، با این حال او مرا نگه می داشت و برایم می خواند . او هیچ وقت از این کار خسته نمی شد . او می گفت : « من نمی توانم صبر کنم تا تو بتوانی برایم بخوانی ».

سرانجام مادرم کاری به عنوام منشی برعهده گرفت که حقوق ماهانه آن 1000 دلار در ماه بود . این حقوق به او اجازه می داد که به آپارتمانی بهتر در شمال دالاس ، در یکی از حومه ها به نام ریچاردسون نقل مکان کنیم . او بعدها کاری در شرکت مخابراتی اریکسون برعهده گرفت و کار خود را به سوی پیشرفت آغاز کرد. او یک مدیر حسابداری شد و بیش از آن ، موفق شد مدرک لیسانس خود را هم بگیرد . او همیشه بسیار درخشان عمل می کند و همه را کنار می زند . او آنقدر جوان جلوه می کند که خیلی ها گمان می کنند او خواهر من است .

 

 

منابع :

 ۱ - از کتاب بازگشت به زندگی  از خود قهرمان و با ترجمه آقای حمیدرضا زاهدی 

 ۲ -  http://www.anadana83.blogsky.com

   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 9:35  توسط حسن - ریحان - آروین  | 

تاریخچه فدراسیون

فدراسيون دوچرخه سواري ايران در سال 1326 به رياست استاد ايزدپناه تشكيل گرديد و در زمان اسد بهادر به اوج شكوفائي خود رسيد.

دوچرخه سواراني كه آغاز گر مسابقات دوچرخه سواري بوده اند عبارتند از آقاغفار، نادر خاني ، امين سرور، گل طلب ، مزلقاني ، چيذري ، طلاكش و ابراهيمي .

 روسای فدراسیون از ابتدا تا کنون

 استاد ايزدپناه                               1329-1326

ميرعمادي                                    1330 -1329

ادب خواه                                      1331-1330

قره گزلو                                        1333-1331

ادب خواه                                      1334-1333

ملاكورانيد                                     1335-1334

اسد بهادر                                     1339-1335

سرتيپ وثيق                                 1342-1339

سپهبد رحيمي                              1344-1342

سرتيپ اسعدي                             1345-1344

سرهنگ گل تپه                             1346-1345

سرهنگ ايرواني                            1346-1346

سرتيپ بيات                                 1350-1346

جهانباني                                     1357-1350

سرهنگ طلاكش                           1360-1357

روشن پور                                     1363-1360

امير هاشمي                                1366-1363

شاه حسيني                               1370-1366

ابراهيمي                                     1374-1370

سيد حسين هاشمي                    1384-1374

امير رضا واعظي آشتياني          از 1384 تا به امروز

 منبع : http://cfi.ir

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:2  توسط حسن - ریحان - آروین  | 

رشته های مسابقات دوچرخه سواری

 الف: پيست :

b      200 متر Sprint

b      المپيك اسپرينت در پيست

b      يك كيلومتر انفرادي

b      چهار كيلومتر تعقيبي

b      چهار كيلومتر تعقيبي تيمي

b      اسكراش

b      دورامتيازي

b      حذفي

b      مديسيون

b      كايرين

ب : جاده

b      100 كيلومتر تايم تريل تيمي

b      استقامت جاده

b      40-20 كيلومتر تايم تريل انفرادي

  رشته های کوهستان

      1-      دان هيل  

      2- کراس کانتری X.C

منبع : http://cfi.ir

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:1  توسط حسن - ریحان - آروین  | 

اولين مسابقه جهاني

1901: در 16 ماه مه سال 1901 با حضور 20 هزار تماشاگر مسابقات دوچرخه سواري جهان برگزار و «ژالكن» از فرانسه مقام اول و «ميجر تيلور» سياه پوست مقام دوم  را كسب نمود.

1904: دومين دوره مسابقات دوچرخه سواري جهاني در اين سال برگزار و 60 دوچرخه سوار د رچند مرحله به مسافت 3890 كيلومتر به رقابت پرداختند در اين مسابقه كه به دليل درگيري دوچرخه سواران با هم تيراندازي هوايي توسط پليس انجام شد « موريس گارن » مقام اول را كسب كرد .

اولين مسابقه تور دور فرانسه

1903: اولين دوره مسابقات دوچرخه سواري دور فرانسه به پيشنهاد روزنامه «اتوپاريس» به مسافت طولاني و در چند مرحله شكل گرفت ، كليه دوچرخه سواران زبده از نقاط مختلف جهان در آن شركت كردند . اين مسابقه در چند مرحله با 60 دوچرخه سوار آغاز و در پايان21 دوچرخه سوار به خط پايان رسيدند و «موريس گارن» مسافت 2428 كيلومتر را در 94 ساعت و 33 دقيقه به اتمام رسانيد .

از سال 1904 به بعد هر ساله مسابقه تور دور فرانسه با مسافت بيشتر و كيفيت بالاتر در زمان معين انجام گرديد.

براي مثال در سال 1903 (اولين دوره ) مسافت مسابقه 2428 كيلومتر و از آن سال به بعد روند روبه افزايش مسافت مسابقه ادامه داشت تا اين كه در سال 1926 مسافت تور دور فرانسه به 5745 كيلومتر رسيد و از آن سال به بعد سعي شد مسافت مسابقه بين 4000 تا 4800 كيلومتر حفظ شود تا اين كه در سال 1979 مسافت مسابقه به كمتر از 4000 كيلومتر و در سال 2003 اين مسافت به 3370 كيلومتر تقليل يافت . لازم به ذكر است اين مسابقه به استثناي سال هاي 1918-1915 و همچنين 1946-1940 در بقيه سالها انجام و در سال 2003 با قهرماني « لانس آرمسترانگ » پايان پذيرفت .

تاكنون 5 نفر به اسامي : ژاك آنكيتل ، هينالت ، ايدوران ، ادي مركس و لانس آرمسترانگ توانسته اند 5 بار قهرمان تور مذكور شوند.

1905: سومين دوره مسابقات تور دورفرانس با حضور 60 دوچرخه سوار با اضافه كردن مسير كوهستاني آلپ به مسابقات در سال 1905 برگزار گرديد كه در پايان حدود24 دوچرخه سوار به خط پايان رسيدند . «لويي تروسيله» معروف به «تروترو» در اين مسابقات به مقام اول رسيد.

1906:چهارمين دوره مسابقات تور فرانسه به مسافت 4450 كيلومتر برگزار و «رندپوتير» مقام اول را كسب نمود.

منبع : http://cfi.ir

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:0  توسط حسن - ریحان - آروین  | 

تاریخچه دوچرخه

تاریخچه دوچرخه

      دوچرخه وسيله است مكانيكي كه با استفاده از قدرت  حركتي پاها به هر شكلي قادر به حركت است . اين وسيله در ابتدايي ترين شكل در 2300 سال قبل از ميلاد مسيح در كشورهايي همچون چين ، مصر و هند ديده و بر روي ديواره غارها نيز اشكالي از آن موجود است .

      لفظ دوچرخه از كلمه يوناني به نام KYKLOS گرفته شده و بعدها اين ريشه يوناني در زبان لاتين به كلمه BICYCLE  تبديل گرديد ، كلمه پيشوند BI  به مفهوم عدد دو و كلمه پسوند CYCLE  به معني دايره و به عباراتي طوقه است . به هر صورت اولين دوچرخه شناخته شده رسمي در تاريخ اين وسيله ((سله ريفر)) نام دارد كه از دو طوقه چوبي تشكيل شده و با استفاده از پاها در حالتي شبيه به راه رفتن اين وسيله را به طرف جلو و عقب هدايت مي كرده اند . رسما در سال 1690 (سيوارك) فرانسوي لقب اسب چوبي به اين وسيله بدون چرخ را داد و تا سال 1790 وسيله مذكور چوبي را به اشكال مختلفي همچون مار ، اسب ، و ... مي ساختند كه وسيله اي بود مورد توجه كودكان و به عنوان ابزاري براي بازي مورد استفاده آنان قرار مي گرفت . اسبهاي چوبي در فرانسه تكامل بيشتري يافتند ، به نحوي كه با پا به زمين زدن و حالت مشابه راه رفتن سرعت حركتي اين وسيله در سطوح افقي و سراشيبي تا 5 كيلومتر در ساعت ثبت (سله ريفر) شده است . اين تكه چوب افقي در اشكال نختلف در آن زمان مورد توجه اهالي پاريس واقع نگرديد و استقبال شايسته اي از اين وسيله براي براي سنين بزرگسال در فرانسه ذكر نشده است .

تاريخچه تكاملي و تكميل دوچرخه را بر اساس تغيير اين وسيله در زير مشاهده مي فرمائيد:

1816: در اين سال فردي آلماني به نام «وندريز» فرمان را به «سله ريفر» اضافه نمود ولي كماكان با استفاده از حركت پاها بر روي زمين ، حركت آن امكان پذير بوده است ( سرعت به 15 كيلومتر رسيد).

1817: در اين سال دوچرخه كامل تري توسط «براون فون درياس» از شهر كالسروهه ساخته شد، كه داراي يك زين كوچك بود.«دنيس جانسون» يكي از دوچرخه هاي فون درياس را باخود به كشور انگلستان برد تا نمونه هايي از روي آن ساخته و يا آن را تكميل تر نمايد. در اين شرايط و در كنار اين هدف ، او اقدام به برگزاري كلاس هاي آموزشي براي استفاده از اين وسيله نمود و مشتاقان زيادي براي فراگيري اين فن به او مراجعه كردند . كم كم در كشور انگلستان دوچرخه و دوچرخه سواري بعنوان يك سرگرمي محبوب و متداول و جذاب رواج يافت .

1818: يك فرانسوي به نام «بارون ساوربرن» دوچرخه ديگري را طراحي كرده و ساخت . چرخ جلويي اين دوچرخه ، بسيار بزرگ و چرخ عقبي آن كوچك بود و در اين شرايط به چرخ جلويي و بزرگ يك طناب حلقوي به صورت دايره واربسته شده بود كه باكشيدن آن با دست چرخ جلو به حركت در مي آمد و وسيله حركت مي كرد . اين نوآوري ، وسيله مذكور را براي دوچرخه سواران به صورت يك مهارت در آورد به نحوي كه بند بازان در سيرك از اين وسيله بعنوان ابزاري تفريحي و سرگرم كننده براي مردم استفاده نمودند .

1821: «لوييس گوهبر» دوچرخه ديگري را مشابه با دوچرخه ساوربرن ساخت اما به جاي طناب از وسيله اي مشابه با زنجير دوچرخه هاي امروزي استفاده نمود و اين كار موجب شد تا حركت دوچرخه تسهيل گردد.

1834: يك آهنگر اسكاتلندي به نام «مك ميلان» به دوچرخه هاي موجود پنجه ركاب ابتدايي را اضافه كرد تا ديگر احتياجي به فشار پا بر روي زمين نباشد . او در طي 5 سال ، كار جدي بر روي اين وسيله در اشكال ويژه اي همانند كالسكه براي استفاده در مزارع و به جاي اسب انجام داد.

دوچرخه مك ميلان امروزه در موزه شهر لندن در معرض ديد همگان قرار دارد.

1839: اسكاتلندي ديگري به نام «كيرك پاتريك»  دوچرخه ركابدار را به شكل كامل تري تهيه و در دسترس مردم قرار داد .

1860: كارخانه دار فرانسوي به نام «پيرميشو» مهندس جواني را به نام «پيرلالمنت» براي تغيير در ساختار دوچرخه استخدام نمود. او قسمت هايي از دوچرخه را كه از چوب ساخته شده بود با لوله هاي آهني تعويض كرده و بخش خارجي چرخ هاي چوبي را با نوارهاي لاستيكي ضخيم پوشانيد .

1861: دوچرخه ساخته شده پيرميشو به نام «ولوسپيديا ولوسي پتل» معروف گرديد. هر چند اين وسيله قديمي نسبت به دوچرخه هاي امروزي وسيله راحتي نبود اما اولين دوچرخه ترمز دار در دوران خود محسوب مي شد ولي از زنجير و دنده در دوچرخه هاي آن زمان گزارشي ثبت نگرديده است .

1862: دوچرخه ولوسي پتل ساخت پيرميشو و پيرلالمنت مورد توجه آمريكائيان واقع شد ، لذا نمونه انتقال يافته به آمريكا را
«بون شيكر» نامگذاري كردند . ركاب اين دوچرخه بر روي چرخ جلويي كه بزرگ بود استقرار يافته و عامل حركت محسوب مي شد.

1867: در اين سال هنوز طوقه جلو بزرگ تر از طوقه عقب بود و پدال و ركاب به صورت ثابت در چرخ جلو تعبيه شده بودند. طوقه هاي چوبي را در اين زمان با طوقه هاي آهني تعويض كردند لذا وزن دوچرخه ، در حدود 50 كيلوگرم گرديد. نام اين دوچرخه جديد «پني فارتنيك» لقب يافت .

1869: در اين سال اولين مسابقه رسمي در تاريخ دوچرخه سواري و به مسافت 34 كيلومتر از شهر پاريس تا وروان با 333 شركت كننده تدارك ديده شد . شركت كنندگان برتر قادر شدند با دوچرخه هاي جديد ، مسافت مذكور را 3 ساعت و 9 دقيقه طي كنند . اما قبل از آن مسابقه ديگري در انگلستان به نام «هندون» درسال 1868 نيز ثبت شده است .

1870 : هنوز تغيير چشمگيري در تكامل دوچرخه روي نداده است. چرخ جلو بزرگ و چرخ عقب هنوز خيلي كوچك مي باشد و براي تسهيل استفاده كنندگان از اين وسيله پله كوچكي را درست در بالاي چرخ عقب تا زين طراحي نموده اند . بهترين زمان ثبت شده در اين سال 30 كيلومتر در ساعت اعلام و ثبت شده است .

1871: يك انگليسي به نام «جيمز استانلي» دوچرخه اي شبيه به «بون شيكر» ساخت كه داراي يك پدال در چرخ بزرگ جلو بود ولي كماكان هنوز چرخ عقب اين وسيله كوچك است.

1873: «هاري لاوسون» بر اساس الهام از نقاشي هاي «لئوناردو داوينچي» چيزي شبيه به زنجير را براي دوچرخه طراحي نمود و براي اولين بار نخستين دوچرخه زنجيردار به بازار آمد. زنجير اين چرخ به طوقه عقب وصل مي شد و با گردش آن توسط فشار پا ، دوچرخه را به حركت در مي آورد اما هنوز لاستيك هاي آن توپر بودند. اين دوچرخه هم اكنون در موزه ميلان ايتاليا موجود است.

1876: «اف .ال.دادز» از دانشگاه كمبريج لندن، دوچرخه ديگري را ساخت كه سرعت متوسط 25 كيلومتر در ساعت را به نام خود ثبت داشته است و در اين زمان ركورد رسمي دوچرخه سواري از اين وسيله گرفته شد.

1879: ابداع ديگري توسط «باب توماس» در جهت افزايش سرعت دوچرخه انجام گرديد. او در مركز چرخ ها وسيله اي مشابه با بلبرينگ هاي امروزي قرار داد تا دوچرخه او ، از سرعت بالاتري برخوردار گردد.

1881: در دهه 1880 دوچرخه هاي زنجيردار با اتصال به مركز چرخ عقب و با بلبرينگ به بازار آمد، توليد اينگونه دوچرخه ها، در سال 1881 توسط يك كارخانه چرخ خياطي به صورت سريال انجام گرديد. اين كارخانه چرخ خياطي چرخ عقب و چرخ جلو را به يك اندازه طراحي كرد و انقلابي را در اين وسيله ايجاد نمود.

1885: رسماً توليد دوچرخه در كشورهاي مختلف آغاز گرديد و «پني فارتينگ» 50 كيلوگرمي با كاهش وزني در حدود 10 كيلوگرم هنوز هم مورد توجه همگان قرار داشت . سرعت اين دوچرخه به صورت متوسط 19 كيلومتر در ساعت ثبت شده است . همچنين در سال 1885 اولين مسابقه قهرماني در ايتاليا به مسافت 160 كيلومتر در شهر ميلان برگزار گرديد.

1888: شركت « دانلوپ» لاستيك هاي هوادار را به بازار عرضه نمود كه عمر آن در حدود 5000 كيلومتر اعلام گرديد. در پايان همين سال نيز يك گروهبان به نام «بلفاست» براي كمپاني دانلوپ ، لاستيك هاي تويي و رويي را همانند لاستيك هاي امروزي ساخت . نمونه هاي لاستيك اوليه شركت دانلوپ هنوز هم در موزه «ادينبور» در شهر لندن در معرض ديد همگان قرار دارد.

1892: رسماً خودرو و زنجير فرمان مشخص ، زين مناسب و طوقه به دوچرخه اضافه گرديد اما هنوز هم كماكان قطر طوقه جلويي كمي بزرگ تر از قطر طوقه عقب بوده است . در سال 1892IOC در شهر لندن و با عضويت چندين كشور اروپائي و آمريكايي ايجاد و اولين تشكل هاي دوچرخه سواري شكل گرفت .

1895: بر اساس ارزيابي هاي انجام شده در اين سال از هر 27 نفر آمريكايي يك نفر داراي دوچرخه بوده و قيمت اين وسيله در يك قرن پيش با قيمت خريد يك اسب خوب برابري مي كرده است. درسال 1896 با شروع اولين دوره  بازي هاي ورزشي المپيك ، رشته دوچرخه سواري نيز به عنوان يكي از رشته هاي ورزشي مستقل و پرطرفدار آن روز ، به جمع رشته هاي ورزشي افزوده و به شكل رقابتي اجرا گرديد.

منبع :http://cfi.ir

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:57  توسط حسن - ریحان - آروین  | 

زردنجان

 
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:23  توسط حسن - ریحان - آروین  | 

سایکلوتوریسم ،سفر در جهان با دوچرخه

 توریسم یعنی دیدن،شنیدن،حضور داشتن ودرک ساختارهای فرهنگی،اجتماعی،جغرافیایی وتاریخی تازه به منظور گسترش بینش فردی و اجتماعی،در کنار تاثیرات متقابل که منجر به انتقال فرهنگها،تبادل اندیشه ها و در نهایت اعتلای کمی وکیفی جهان و انسان میشود.      

بدین معنا،یکی از بهترین،مفید ترین وبا نشاط ترین روش های توریسم ،سایکلوتوریسم یا جهانگردی با دوچرخه است که خوشبختانه نه تنها در سطح بین المللی بسیار مورد اقبال قرار گرفته،بلکه در داخل نیز گروهی از جوانان ما به این مهم روی آورده اند گرچه تلاش هایی که در ایران صورت گرفته صرفا جنبه فردی داشته و تنها توسط تنی چند از جوانان پرشور و با هموار ساختن بسی رنج بر خویش،بدون کمک تقریبا هیچ کس، انجام شده است. سایکلوتوریسم را شاید بتوان بیش از هر پدیده دیگر توریستی،به مفهوم توریسم نزدیک دانست. در این روش جهانگردی،فرد یا افرادی که با هم از مقصدی به راه می افتند،لحظه لحظه سفر را حس میکنند و می چشند. آنان در گذر خویش،روستاها،قصبه ها،شهرک وشهرها را زیر پا میگذارند، با آدمها رو به رو  میشوند،با آنان می نشینند،می آموزند و می آموزانند. سفر با دوچرخه،اگرچه ممکن است با یک انگیزه ساده - سفردرجهان -آغاز شود  اما بسرعت ابعادی گسترده تر می یابد و کم کم به سفر در جان بدل می شود . سفر با دوچرخه را یک تنوع نپنداریم، بسی گرامیتر و عمیقتر از آن است. سفر با دوچرخه میتواند به  یک سکو تبدیل شود ، سکویی برای پرتاب انسان ساکن به انسان در حرکت . سفر با دوچرخه،مسافر را با خود به جهانی عظیم و پرکنار وگوشه میبرد .جهانی که هرگز از طریق سفر با اتومبیل یا هواپیما نمی توان به آن رسید ، شما با هواپیما از یک نقطه به نقطه دیگر میروید ، همین اما با  دوچرخه جهان را سیر می کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:47  توسط حسن - ریحان - آروین  |